اين وبلاگ در بعضي موارد حاوي حرفهاي زشتي است که بچه هاي بد توي کوچه مي زنند. پيشاپيش به عزيزاني که به کلمات زشت حساسيت دارند هشدار داده مي شود

شنبه ۱٦ خرداد ،۱۳۸۳
اخلاق وبلاگی

وبلاگ نویس عزیزی توی وبلاگش در مورد اخلاق و ضد اخلاق در وبلاگ نگاری و به قول خودش نتیکت مطالب بسیار خوبی نوشته. با اکثر حرف هایی که ایشون نوشته، موافقم (و حتماً می دانید که موافق بودن من به عنوان یک شخصیت جهانی بسیار مهم است.). ولی توی بعضی موارد فکر می کنم باید جور دیگه ای به ماجرا نگاه کرد.

 

اخلاق (به نظر این بز حقیر) علاوه بر این که نسبی هست، چیزیه که کاملاً وابسته به زندگی جمعی آدمهاست. یعنی اگه یه آدم تک و تنها بود زیاد اخلاق معنا نداشت.آدم ها وقتی با هم زندگی می کنند، در کنار زندگی جمعی هر کدوم دنیای شخصی خودشون رو دارند و یه رفتارهایی هست که هر کدوم از اون ها دوست داره انجام بده. برای این که جامعه به گند کشیده نشه، میان یه چیزی درست می کنن به اسم اخلاق. می گن آقای محترم، درسته که شما خیلی علاقه داری دزدی کنی یا شرتت رو وسط خیابون در بیاری، عقیده و علاقه ات برای خودت محترمه، اما چون قبول کردی که می خوای توی این جمع زندگی کنی و از مزایای اون استفاده کنی، برای این که به بقیه ضرری نزنی و اون ها هم بتونن راحت‌تر زندگی کنن، بیا و این اخلاق رو رعایت کن.

یعنی یه قراردادهایی هست که بیشتر مربوط می شه به اون جاهایی که آدم ها با هم تعامل دارند. باید مواظب بود که این اخلاقه زیاد پاش رو روی دم مسایل شخصی افراد که زیاد ضرری برای جمع نداره، نذاره.

این دوست عزیزمون بعضی چیزها رو به عنوان قراردادهای اخلاقی معرفی کرده که شاید یه خرده شخصی باشه.

مثلاً گفته که: "لینك افرادی كه لینك شما را می‌گذارند، در اسرع وقت بگذارید."

اما کاملاً ممکنه که یه نفر بخواد لینک یکی دیگه رو بذاره و اون یکی نخواد لینک طرف رو بذاره. فکر می کنم باید برای طرف مون اون قدر احترام قائل باشیم که قبول کنیم، ممکنه ما دوست داشته باشیم مطالب اون رو بخونیم ولی اون علاقه نداشته باشه مطالب ما رو بخونه. یا حتی ممکنه طرف ما موقعیت اجتماعیش جوری نباشه که این کار رو بکنه. مثلاً لزومی نداره وقتی من لینک وبلاگ بهنود یا ابطحی رو کنار وبلاگم می ذارم، اون ها هم چنین کاری رو بکنند.

در یه جای دیگه گفته که: "وقتی مطلبی برای نوشتن پیدا نمی‌كنید، اجباراً چیزی ننویسید بلكه مطالعه كنید."

این توصیه بسیار بسیار خوبیه و خیلی هم به درد می خوره. ولی نباید اون رو یه موضوع مرتبط با اخلاق دونست. به عبارت دیگه فکر نمی کنم، کسی که وقتی مطلبی برای نوشتن نداره، باز هم به زور وبلاگ می نویسه، عمل غیر اخلاقی ای مرتکب شده باشه.

این دوست خوب مطالب آموزشی و فنی دیگه ای از این دست رو هم مطرح کرده که خیلی مفید هستند ولی نمی‌شه از اون‌ها به اسم مباحث اخلاقی یاد کرد. (مثل نحوه طراحی وبلاگ)

دوست عزیزم در قسمت دیگه ای از متنش گفته که : "وبلاگ‌ها نه حزب سیاسی‌اند و نه قادر به تغییر اوضاع اجتماعی و نه هیچ تاثیری بر جامعه‌ی كنونی ایران دارند (حداقل فعلاً و به دلیل توسعه‌نیافتگی اینترنت). وبلاگ‌ها فقط محفلی برای تبادل آرا و نوعی دفتر یادداشت روزانه‌ی شخصی هستند و نه چیز دیگر. شما می‌توانید در مورد موضوع مورد علاقه‌ی خود حرف بزنید اما توقع نداشته باشید كه عموم حتماً آن را باور كرده یا قبول كنند."

این که نباید توقع داشته باشیم همه حرف ما رو قبول کنند، حرف بسیار متینی هست. ولی اولاً اين‌که وبلاگ ها چیزی رو نمی‌تونند عوض کنند، یه کم شاید اغراق باشه. بالاخره یه عده ای اون ها رو می خونند و اون ها به نوبه خودشون روی افراد دیگه ای تأثیر می ذارن و ... ثانیاً تنها کارکرد وبلاگ ها ایجاد محفلی برای تبادل آرا و نوعی دفتر یادداشت روزانه‌ی شخصی نیست. وبلاگ تخصصی هست؛ خبری هست؛ مثل وبلاگ من، بند تنبونی هست؛ هر کدوم هم تأثیر خودش رو داره. نمونه‌اش همین زلزله اخیر که وبلاگ ها تقریباً مهم ترین ابزار خبر رسانی و آموزش‌دهی‌اش بودند.

یه نمونه دیگه:"كسی كه خودكشی می‌كند، نیاز به این ندارد كه در وبلاگش آن را بنویسد! روش‌های جلب ترحم برای جلب بازدیدكننده مطرود است."

نمی گم همه آدم ها، ولی اکثرمون احتیاج داریم که بهمون توجه بشه. اصلاً چرا وبلاگ می نویسیم؟ برای این که توجه یک کسانی به رو به این چیزهایی که می نویسیم جلب کنیم. اگه قرار بود توجه دیگران برامون مهم نباشه که خب تو دفتر خاطراتمون می نوشتیم و می ذاشتیم تو صندوق. من فکر می کنم حتی اگر ما فکر کنیم که کسی برای جلب توجه، اظهار تمایل به خودکشی می کنه، نباید اون رو متهم به بی اخلاقی کنیم. اولاً اون حق داره به یه روشی که به کسی ضرر نمی زنه جلب توجه کنه. ثانیاً این قضاوت ما است که اون داره جلب توجه می کنه. ممکنه قصد درونی اون چیز دیگه ای بوده باشه.

و در آخر : " با هر نوع زبان و هر گونه نثری كه مینویسید، شخصیت و نگرش خود را نسبت به زندگی و محیط و دیگران نشان میدهید."

به عبارت دیگه: وبلاگ شما معرف شخصیت شما است.

انسان ها و گروه های مختلف چیزهای مختلفی رو نشونه شخصیت می دونند:

-          در تهران : ارائه بلیت نشانه شخصیت شماست.

-          در ادینبورگ : جلوگیری از شاشیدن سگ تان در کنار خیابان نشانه شخصیت شماست.(نقل از یک تابلوی نصب شده در کنار خیابان)

ولی واقعیت اینه که شخصیت آدم خیلی پیچیده تر از اونه که یک چیز خاص بتونه نشونه اش باشه. نوشته های وبلاگ تو فقط نشونه اینه که یک کسی (نه لزوماً خودت) در یک زمانی این چیزها رو نوشته و پست کرده. دیگه نمی شه از اون ها به طور قطع شخصیت یا قصد و نیت تو رو شناخت. البته شاید بشه به طور آماری نشون داد که مثلاً کسانی که مطالب سکسی توی وبلاگشون می نویسند، اکثراً (نه همه شون) فلان جور هستند. ولی  هیچ وقت نمی شه حکم کلی و عمومی صادر کرد.

 

 

از نقطه ته خط خیلی ممنونم که چنین بحثی رو پیش کشید. اصلاً هم قصد تخطئه این آدم خوب رو ندارم. با خیلی از حرفاش هم موافقم. اگر هم جایی زر مفت زدم، معذرت می خوام و خوشحال می شم اگه بهم بگه.

 

 

متول

[ خانه | بايگاني | نامه در وکنيد ]


اين جاها خوبه. سر بزنين

 

 

فهرست وبلاگ ها به ترتيب گردگيري شدن

 

 

 

 

 

 

 

سايت هاي خبري

 

آفتاب از کدوم طرف در اومده مهربون شدي

BBC

گويا

 

تفت

 

نبوي

 

 


خانه
بايگاني
نامه در وکنيد


 

ÌÒíÑå ÇÓÑÇÑÂãíÒ

:لوگوي وبلاگ

">

Danshjoo List

 


کنتور