بخور. نمي‌خوري؟ خوردي؟

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

حدوداً دو هفته‌اي از رفتن خرولانس گذشته بود كه تصميم گرفتم  يه كم بيشتر از يه سر، بابا نه‌نه رو ببينم. بنابراين، مقادير معتنابهي ادرار در داخل كارها و پروژه‌هاي در دست اجرا روانه نموديم و ره‌سپار خانه پدري شديم.

تو اين 10 سالي كه از دانشجو شدنم مي‌گذره، گاهي فكر مي‌كنم كه مامانم تصور مي‌كنه كه وقتايي كه منو نمي‌بينه در فقر غذايي شديد و تحت قحطي خانمان برانداز به سر مي‌برم. يه جورايي سعي داره تمام احساساتي رو كه نسبت به من پيدا مي‌كنه، تحت عمل خوردن ابراز كنه.

تو اين چند روز با يه آمار گيري تقريبي متوجه شدم كه موقع صحبت كردن با من، افعال مشتق از مصدر "خوردن" رو بيشتر از بقيه فعل‌ها استفاده مي‌كنه. به‌خصوص افعال امري؛ فعل‌هاي امري مشتق از "خوردن" كه در طول روز مي‌شنوم، به تنهايي بيش از 8 برابر مجموع ساير افعال امري مي‌شه.

يه راهي بهم نشون بديد كه بهش حالي كنم كه تا وزن سه رقمي فقط 5 كيلو مونده.

«تا دولت كريمه، يك يا حسين ديگر»

 

 

 

/ 4 نظر / 10 بازدید
سر توماس

۵ کيلو تا ۳ رقمی؟!!! تو که يا حسين رو هم پاس کردی تقریباً!! ;)

متين

خرولی. چرا آدرس اشتباهی می‌دی؟ مردمو می‌فرستی خونه غريبه؟

shirin

اردشير مامان شو نديده اينقده شده وای اگه مامانش بود واويلا جريثقيل نياز مبرم داريم.

Farzaneh khanoom

Mehdi jaan I just want to say thank you for letting us meeting your wonderful wife.. She is great and I love to be with her. I hope to see you soon here and to be with both of you. Please let me know if there is anything we can do which cam help you coming here easier or earlier. Farzaneh