طبیعی مثل سگ

چندی پیش، یکی از شبکه‌های محلی BBC برنامه مستندی داشت در باره میزان اطمینان انواع روش‌های پیش‌گیری از انتقال بیماری‌های مقاربتی، به‌ویژه ایدز. به طور خاص گیر داده‌بود به کاندوم. اصلاً فکر می‌کنم اسم برنامه هم بود : «Can condom kill? ». خلاصه، کلی از دانش‌مندان جمع شده‌بودند و تحقیقاتی کرده‌بودند که نشان داده بود کاندوم‌های معمولی، در حدود 3 تا 5 درصد مواقع، ویروس ایدز را از خوشان عبور می‌دهند که البته در تمام موارد منجر به انتقال بیماری نمی‌شود. (البته میزان اطمینان آن‌ها در پیش‌گیری از بارداری خیلی بیش‌تر است)<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

بحث‌شان هم این بود که آیا این همه بودجه‌ای که دارد برای تبلیغ استفاده از این وسیله برای پیش‌گیری از ایدز انجام می‌شود، به‌صرفه و مؤثر است یا نه. نظرهای افراد و سازمان‌های موافق و مخالف را هم نشان می‌دادند.

از همه جالب‌تر، نظر کلیسای کاتولیک بود. واتیکان به طور رسمی با استفاده از کاندوم مخالف است و استفاده نکردن از آن را ترویج می‌کند. از یک اسقفی پرسیدند که خوب چرا شما این وسیله مخالف هستید. او در جواب گفت : «ببینید، به نظر ما این وسیله یک چیز اضافی و تحمیلی به طبیعت بشر است و با ذات انسان متنافر است. مثلاً شما هیچ وقت دیده اید که سگ از کاندوم استفاده بکند؟ نه. چون این یک چیز طبیعی نیست ...»

یاد یک خاطره دیگر افتادم.‌ پارسال در یکی از دانشگاه‌های خوب کشور، آقایی را آورده بودند که در مورد طب اسلامی صحبت کند. می‌گفت که ما یک مؤسسه‌ای داریم که در عرض دو ماه به شما طب اسلامی را یاد می‌دهیم و دیگر لازم نیست که شما 7 سال درس بخوانید که دکتر شوید (آن دانشگاه محل سخن‌رانی فنی-مهندسی بود). هم شهریه‌اش خیلی کم‌تر از دانشگاه آزاد است. هم اثرش خیلی بیش‌تر است. از جمله مواردی که مطرح شد این‌ها بود:

-          نحوه استفاه از پِهِن برای درمان سیاه زخم و ریزش مو و گل‌مژه.

-          زخم کردن سر و گره زدن بند به دور گردن برای فواره زدن خون از سر و تقویت حافظه و ایجاد طراوت.

-          اصلاح رژیم غذایی.

-          و ...

در مبحث رژیم غذایی، تأکید عمده بر روی استفاده از غذاهای سنتی و پرهیز از غذاهای نوین، به‌خصوص غذاهای فرنگی بود. تا جایی که حتی خوردن گوجه فرنگی را هم به دلیل منشأ خارجی آن مضر می‌دانستند. در جواب کسی که در باره دلیل مضر بودن غذاهای فرنگی، مثلاً پیتزا، سؤال کرده بود، گفتند : «این غذاهای فرنگی همه‌اش گند و کثافت است. شما پیتزا را جلوی سگ بگذارید، نمی‌خورد. ولی اگر آب‌گوشت بگذارید، می‌خورد. ...»

 

نتیجه اخلاقی : پیش به سوی زندگی طبیعی. از فردا گوش‌مان را با پای‌مان بخارانیم. غذای‌مان را زیر خاک مخفی کنیم. وقتی گرم‌مان شد، زبان‌مان را درآوریم. به جای رو بوسی، هم‌دیگر را لیس بزنیم. پای دیوار ادرار کنیم. برای تشکر از هم‌، چون دم نداریم، ماتحت‌مان را برای هم تکان بدهیم.

و البته در عین قدر شناسی، به هر کس که شک کردیم، پاچه‌اش را بگیریم. (در این زمینه، فکر کنم خدا را شکر، خیلی طبیعی هستیم.)

 

/ 5 نظر / 13 بازدید
محسن

و دنبال گربه کنيم و ...

afra

ولی تا جاييکه يادمه بهداد پيتزا دوست داشت!

نوید

نديدي مي گن " اون روي سگي من ..! " يعني حالت كاملا طبيعي من!!

shirin

بابا سگ که خودش نجسه حالا اگه ما ازش تقليد کنيم نجس ميشيم که. ( هر چند همين جوريش هم در نظر اونها نجسيم).

بهداد

چشمت روشن.