چيزی که مهم نبود من بگم.

فکر می‌کنم تعداد آدمايی که از اسباب‌کشی گل‌آقا حالشون گرفته نشده٬ خيلی کم باشه. آدمی بود که ۱۴ سال پيش يه جور بچه‌گانه‌ای دوستش داشتم (بچه‌گانه لزوماْ بد نيست. خيلی هم انسانيه. نمی‌دونم چرا هر وقت می‌خواهيم بگيم يه نفر احمق يا بی‌شعوره٬ می‌گيم مثل بچه) . بزرگ‌تر که شدم بيشتر بهش احترام می‌ذاشتم٬ تا اين که عاشقش باشم.

وقتی فهميدم رفته٬ خيلی می‌خواستم يه اظهار فضلی کرده‌باشم. اما زر زدن يه احمقی مثل من در مورد اون٬ نه مهم بود٬ نه لازم و نه قرار بود که چيزی رو عوض کنه. از نبوی گرفته تا ابطحی و بهنود و وزرا و وکلا و نويسنده‌ها و کاريکاتوريست‌ها و اپوزيسيون و حتی رهبر و رييس‌جمهور٬ همه از ديدگاه خودشون چيزای گفتنی رو گفتند. کامل‌تر از همه به نظرم مال محمد قوچانی بود.

ولی امروز يک نامه‌ای از گل‌آقا رو خطاب به يه آدم خيلی شرقی٬ يعنی مطلق نگر٬ عاشق٬ متعصب٬ احساساتی و مخالف رژيم ديدم٬ که حيفم اومد بهش لينک ندم.

آدم متعادلی بود که باعث می‌شد دنيا جای بهتری برای زندگی همه باشه.

/ 7 نظر / 9 بازدید
متين

خرو من به اندازه تو شايد گل‌آقا رو دوست نداشتم. يعنی اصلا اونقدر نمی‌شناختمش. اما هميشه حسم نسبت بهش مثل دوست داشتن پدری بود که لزوما همه کاراشو قبول نداری ولی می‌دونی اون آدم خوبيه و بدتو نمی‌خواد. هرچند که شايد همیشه اون جوری که تو (يعنی من!) دلت می‌خواد رفتار نکنه. مرسی از لينکت. عمرا اگه می‌ديدم!!!

گا و خانواده

من يه زمانی عاشق گل آقا بودم.اون خيلی منو اذيت کرد منهم دوست داشتم اذيت بشم!!!عشقش به مرور زمان کم رنگ شد و از بين رفت ولی هر وقت به اون موقع فکر می کنم کلی فحشش ميدم )-:

مهدی

به گاو خانواده : آری.....اما........تا سپر هست زندگی بايد کرد.